ღ یادگاری های من ღ

... س ل ا م به شما دوستای عزیزم ""خوش اومدین"" نظرات شما میشن یادگاری های من

خصـــــــوصی ؛

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1394ساعت 1:5 توسط ✮✮ ...| |

دلم برای او می سوزد ؛

 فکر می کند کسی اندازه من 

دوستش خواهد داشت ... !

 

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعت 13:33 توسط ✮✮ ...| |

تنها نشسته ام و چای می نوشم و بغض می کنم ؛

هیچکس مرا به یاد نمی آورد !

این همه آدم روی کهکشان به این بزرگی

و من حتی آرزوی یک نفر هم نبودم ...!

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعت 1:47 توسط ✮✮ ...| |

خدایا در زمین که ندارمش ؛

دل خوشم که آسمانت را با هم دیده ایم ...

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393ساعت 23:28 توسط ✮✮ ...| |

بی خیال است

خیلی بیخیال

همان کسی که تمام خیال من است ...

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393ساعت 23:25 توسط ✮✮ ...| |

خدایا ؛

 ساده از آرزوهایم گذشتی 

 ساده نیز از خطاهایم بگذر ...

 

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم تیر 1393ساعت 10:21 توسط ✮✮ ...| |

وقتی تو هر لحظه در من مرور می شوی

چگونه بیخیالت شوم

 ای بهترین خیال من ...

 

 

عکس عاشقانه

 

نوشته شده در پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393ساعت 0:57 توسط ✮✮ ...| |

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392ساعت 22:25 توسط ✮✮ ...| |

 

تصــمیم گرفــتم آنـــقدر کمــیاب شوم

تا شــاید دلـــی بــرایم تــنگ شــود !

ولی

 

افــــسوس…

 

فـــراموش شــــــدم ...

 

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1392ساعت 10:31 توسط ✮✮ ...| |

مهربانــــــــم !

شعر هایم... نوشته هایم و عاشقانه هایم ...

به تمنای چشــــــــم های توست ...

چشــــــــم هایت را نبنـــــــد هستی ام به باد می رود ...


نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1392ساعت 23:26 توسط ✮✮ ...| |

لمس کن کلماتی ر اکه برایت می نویسم ؛

تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست

تا بدانی نبودنت آزارم می دهد ...

لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان ...

که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد ... !

لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است ...

لمس کن لحظه هایم را ...

تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستم ؛

لمس کن این با تو نبودنها را ...



نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392ساعت 0:16 توسط ✮✮ ...| |

بگـــــذار دوست بمانــیــم ؛


عـشــــــق هــــمـه چـــیز را خـــــراب مــیڪنـد . . . !



نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392ساعت 0:27 توسط ✮✮ ...| |

نگـــــــران نباش ؛

حــــال مـــن خـــــــوب اســت بــزرگ شـــده ام …

دیگر آنقـــدر کــوچک نیستـم که در دلــــتنگی هـــایم گم شــــوم

آمـوختــه ام، که این فـــاصــله ی کوتـــاه، بین لبخند و اشک نامش ” زندگیست ”

آمــوختــه ام که دیگــر دلم برای ” نبــودنـت ” تنگ نشــــود…

راســــــتی، بهتــــــــــر از قبل دروغ می گویــــم…

” حــــال مـــن خـــــــوب اســت ” … خــــــوبِ خــــوب … !


as2pjy8azzer5tmds9t.jpg


نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1392ساعت 1:26 توسط ✮✮ ...| |

غریب آشنای من ؛

لحظاتم بی تو سرد است و تاریک ،

و آتشی که در وجودم از نبودنت شعل ور شده  نیز

مرا گرم نمی کند !

درد مرا دستهای تو مرهم است ؛

بیا تا با وجود تو این سرما را تحمل کنم .

مرا نگاه تو بس است تا آتش وجودم را خاموش کنم ،

مرا زمزمه های تو نیاز است تا صدای پر اندوه سکوت را از یاد ببرم .

بیا که تو را سخت دلتنگم ...

 

نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1392ساعت 0:59 توسط ✮✮ ...| |

 

 

جـغرافـیای کــوچـک مـن بـازوان تـوسـت ؛

 

ای کــاش تنــگ تر شـود ؛

 

ایـن ســرزمـین مـن ... !

 

 

http://s1.picofile.com/file/8124647292/efohnn3y3blsynojxhw.jpg

 

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1392ساعت 15:27 توسط ✮✮ ...| |

وا نـه زانـی کــه نـات بـیـنــــم

ئـیتــر یـــادی نـیـگـــات نـا کـــه م


خـو مـن ئـه سـتیـره ی ئـاسـمــان نیــم

کــه شـه و نـه مــا ئـیتــر راکــه م


تـو ســـــومــای چــاوه کـــانـمــی

هــــه ر گـــیــز فــه رامـــوشـــت نـاکـــه م ...


براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1392ساعت 23:54 توسط ✮✮ ...| |

ای مهربان ؛

تمام ترانه هایم ترنم یاد توست و تمام نفسهایم خلاصه در نفسهای توست؛

ای زلال تر از باران و پاک تر از آیینه ، به وجود پر مهر تو می بالم

و تو را آن گونه که می خواهی دوست دارم

ای مهربان ؛

پرنده ی خیالم با یاد تو به اوج آسمانها پر خواهد گشود

و زیبایی ات را به رخ فرشتگان خواهد کشید

تبسمی از تو مرا کافیست که از هیچ به همه چیز برسم ...



نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1392ساعت 1:15 توسط ✮✮ ...| |

بـــدون شــــرح ...



نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1392ساعت 1:6 توسط ✮✮ ...| |

میدانم که از هم دوریم و میانمان فاصله هاست ؛

میدانم بین من و تو دیواریست به بلندای آسمان ،

اما برای با هم بودن نیازی به در کنار هم بودن نیست ...

ما با هم عهد بستیم که به یاد هم باشیم

همانقدر که دلهایمان پیش هم باشد کافیست .

بگذار فاصله ها خود را به این جدایی ها دلخوش کنند

وقتی دلهایمان با هم است

خیالی نیست ...


نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1392ساعت 19:22 توسط ✮✮ ...| |


دستهایم را محکمتر فشار بده نازنینم ؛


اینجا خیلی ها سر جدایی تو و من شرط بسته اند . . .


http://asheghi24.blogfa.com

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1392ساعت 23:37 توسط ✮✮ ...| |


برای تو مینویسم

از عمق احساسم مینویسم ؛

تا شاید بدانی که طپش قلبم در سینه به خاطر توست !

برای تو مینویسم ؛

که بدانی تو بودی آن یگانه عشقی که در لا به لای خرابه های قلبم لانه گزید

و از آنها گلستانی جاودانه ساخت !

برای تو مینویسم ؛

تا بدانی دوری ات برای من مثل دوری ماهی از آب است و دوری کبوتر از آسمان ...



نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1392ساعت 1:48 توسط ✮✮ ...| |

 

هــنگــــامــــی کـــــه بیـــــاد تـــو هــــــستم مــــی فــــهـمـم 

 

آرامــــــــــــــــش چــــــیستـــــــــــــ ... 

 


نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1392ساعت 2:15 توسط ✮✮ ...| |


می خواهم امشب با رازقی ها عهد ببندم ؛

که هر وقت دلم هوای تو را كرد ،

عطر حضور مهربان تو را با من هم قسمت كنند !

می خواهم امشب از ماه قول بگيرم ، كه هر وقت دلم برايت تنگ شد ؛

در دايره حضورش تو را به من نشان دهد  !

می خواهم امشب با دريای خاطره ها قرار بگذارم ،

كه هر وقت امواج پر تلاطم يادها خواستند قايق احساس مرا بشكنند ؛

دست اميد و آرزوی تو مرا نجات دهد ...



نوشته شده در شنبه دوم آذر 1392ساعت 2:9 توسط ✮✮ ...| |



مــانـده ام ...

آنان کـه به مــن مــی گـویند

نـوشــته هـــایــم زیبــــاســــت ؛

اگـــر چشمان تـو را ببیـنند
 
چـه خــــواهــند گـفـت ...
 
 
چقدر از ساحل چشمانت دورم ...

چقدر این صحنه برایم آشناست!؟!

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1392ساعت 0:38 توسط ✮✮ ...| |

نـيـــــامـدي ...


نــگـــاهـــم دســـت خــــالــي بـــرگــشت ... !



http://persian-star.net/1387/12/3//(2).jpg



نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 12:39 توسط ✮✮ ...| |



جــــــاده هنوز خیس اســـت ؛

و مـن همچنان مـی روم بـه خیال رد پای اشکــهایـت ...

ولــی تـردید مـرا زجـــر مـی دهـــد !

نمــی دانــم ایـن خیسـی اشکــهای توسـت یـا خیسـی شــرم ایـن جـــاده ... !

از شکســت دوبـــاره ی مــن ؛

    نمـــیدانـــم ...


نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1392ساعت 12:11 توسط ✮✮ ...| |

قرارمان فقط یک مـانیتور کوچـک بود ؛

اما اکنون قلبم را ببـین ...

که با هر بار آف شدنت چگونه بیقــرار آمدنت می شـود ...!

گــاهی آنقــــــدر دلم هوایـت را می کند کـــه ؛

شـــــک می کنم به اینکــــه

ایــــن قلـــــــب مــــــال مــــــن اســـــت

یـا تــــو ...


براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1392ساعت 1:13 توسط ✮✮ ...| |


خط می زند تمام غزل های کهنه را

دیوانه ای که بعد تو عاشق نمی شود !

می ریزد عاشقانه , ورق های دفترم

این برگها که رأی موافق نمی شود

جا مانده روز های جوانی ، کنار تو

دارم به پای خاطره ها پیر می شوم

وقتی تقاص عشق تو یک عمر رفتنست

با امتداد فاصله ، در گیر می شوم

امشب کنار پنجره بیدار مانده ام

دنیای شعر و شاعری ام غرق خواب توست

روی غبار پنجره هامان نوشته ام

این مرد لاابالی عاشق ، خراب توست ...


نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1392ساعت 19:14 توسط ✮✮ ...| |


می بوسم ...


 

زندگیم را می بوسم


و می گذارم کنار


به دردم نمی خورد ... !




نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1392ساعت 22:37 توسط ✮✮ ...| |





نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1392ساعت 19:46 توسط ✮✮ ...| |

Design By : MihanSkin