ღ یادگاری های من ღ

... س ل ا م به شما دوستای عزیزم ""خوش اومدین"" نظرات شما میشن یادگاری های من

خصـــــــوصی ؛


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1394ساعت 1:5 توسط ✮✮ ...| |

خدایا ممنون که مرا در حد ایوب میبینی !
ولی تمامش کن ؛
دیگر بریده ام …

 

نوشته شده در دوشنبه پنجم آبان 1393ساعت 0:3 توسط ✮✮ ...| |

Aks-Matn-Ashegahne 1

نوشته شده در جمعه دوم آبان 1393ساعت 19:52 توسط ✮✮ ...| |

حدسش را می زدم ؛
 
روزی خواهد رسید که لابلاي شعر هایت

 مصرع های دلتنگی که برایم سرودی پیدا کنم !

آن روزها تمام دل نوشته هایت را از روی عشق و احساس نوشته بودی 

اکنون به آن روزها که فکر می کنم میفهمم که دیگر برای 

رویاهایت شعری برایم نداری دلم می گیرد ، برای تمام روز هایی 

که حتی چشمانم را شعری می نوشتی ...

اما اکنون انقدر در فراقت کم سو شده اند که هرگز شعری را در وصفشان نمی توانی 

بسرایی آری اینگونه است که دلم می گیرد ...

نوشته شده در جمعه دوم آبان 1393ساعت 19:26 توسط ✮✮ ...| |

دلم برای او می سوزد ؛

 فکر می کند کسی اندازه من 

دوستش خواهد داشت ... !

 

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعت 13:33 توسط ✮✮ ...| |

تنها نشسته ام و چای می نوشم و بغض می کنم ؛

هیچکس مرا به یاد نمی آورد !

این همه آدم روی کهکشان به این بزرگی

و من حتی آرزوی یک نفر هم نبودم ...!

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعت 1:47 توسط ✮✮ ...| |

خدایا در زمین که ندارمش ؛

دل خوشم که آسمانت را با هم دیده ایم ...

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393ساعت 23:28 توسط ✮✮ ...| |

بی خیال است

خیلی بیخیال

همان کسی که تمام خیال من است ...

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393ساعت 23:25 توسط ✮✮ ...| |

خدایا ؛

 ساده از آرزوهایم گذشتی 

 ساده نیز از خطاهایم بگذر ...

 

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم تیر 1393ساعت 10:21 توسط ✮✮ ...| |

وقتی تو هر لحظه در من مرور می شوی

چگونه بیخیالت شوم

 ای بهترین خیال من ...

 

 

عکس عاشقانه

 

نوشته شده در پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393ساعت 0:57 توسط ✮✮ ...| |

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392ساعت 22:25 توسط ✮✮ ...| |

 

تصــمیم گرفــتم آنـــقدر کمــیاب شوم

تا شــاید دلـــی بــرایم تــنگ شــود !

ولی

 

افــــسوس…

 

فـــراموش شــــــدم ...

 

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1392ساعت 10:31 توسط ✮✮ ...| |

 

می نویسم می نویسم از تو , تا تن کاغذ من جا دارد

با تو از حادثه ها خواهم گفت , گریه این گریه اگر بگذارد
 
 
گریه این گریه اگر بگذارد , با تو از روز ازل خواهم گفت
 
فتح معراج غزل کافی نیست , با تو از اوج غزل خواهم گفت
 
می نویسم همه ی با تو نبودن ها را , تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببری

تا تو تکیه گاه امن خستگی هام باشی , تا مرا باز به دیدار خود من ببری
 ...
 
 
نوشته شده در جمعه نهم اسفند 1392ساعت 15:17 توسط ✮✮ ...| |

مهربانــــــــم !

شعر هایم... نوشته هایم و عاشقانه هایم ...

به تمنای چشــــــــم های توست ...

چشــــــــم هایت را نبنـــــــد هستی ام به باد می رود ...


نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1392ساعت 23:26 توسط ✮✮ ...| |

لمس کن کلماتی ر اکه برایت می نویسم ؛

تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست

تا بدانی نبودنت آزارم می دهد ...

لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان ...

که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد ... !

لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است ...

لمس کن لحظه هایم را ...

تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستم ؛

لمس کن این با تو نبودنها را ...



نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392ساعت 0:16 توسط ✮✮ ...| |

بگـــــذار دوست بمانــیــم ؛


عـشــــــق هــــمـه چـــیز را خـــــراب مــیڪنـد . . . !



نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392ساعت 0:27 توسط ✮✮ ...| |

نگـــــــران نباش ؛

حــــال مـــن خـــــــوب اســت بــزرگ شـــده ام …

دیگر آنقـــدر کــوچک نیستـم که در دلــــتنگی هـــایم گم شــــوم

آمـوختــه ام، که این فـــاصــله ی کوتـــاه، بین لبخند و اشک نامش ” زندگیست ”

آمــوختــه ام که دیگــر دلم برای ” نبــودنـت ” تنگ نشــــود…

راســــــتی، بهتــــــــــر از قبل دروغ می گویــــم…

” حــــال مـــن خـــــــوب اســت ” … خــــــوبِ خــــوب … !


as2pjy8azzer5tmds9t.jpg


نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1392ساعت 1:26 توسط ✮✮ ...| |

غریب آشنای من ؛

لحظاتم بی تو سرد است و تاریک ،

و آتشی که در وجودم از نبودنت شعل ور شده  نیز

مرا گرم نمی کند !

درد مرا دستهای تو مرهم است ؛

بیا تا با وجود تو این سرما را تحمل کنم .

مرا نگاه تو بس است تا آتش وجودم را خاموش کنم ،

مرا زمزمه های تو نیاز است تا صدای پر اندوه سکوت را از یاد ببرم .

بیا که تو را سخت دلتنگم ...

 

نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1392ساعت 0:59 توسط ✮✮ ...| |

 

 

جـغرافـیای کــوچـک مـن بـازوان تـوسـت ؛

 

ای کــاش تنــگ تر شـود ؛

 

ایـن ســرزمـین مـن ... !

 

 

http://s1.picofile.com/file/8124647292/efohnn3y3blsynojxhw.jpg

 

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1392ساعت 15:27 توسط ✮✮ ...| |

وا نـه زانـی کــه نـات بـیـنــــم

ئـیتــر یـــادی نـیـگـــات نـا کـــه م


خـو مـن ئـه سـتیـره ی ئـاسـمــان نیــم

کــه شـه و نـه مــا ئـیتــر راکــه م


تـو ســـــومــای چــاوه کـــانـمــی

هــــه ر گـــیــز فــه رامـــوشـــت نـاکـــه م ...


براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1392ساعت 23:54 توسط ✮✮ ...| |

ای مهربان ؛

تمام ترانه هایم ترنم یاد توست و تمام نفسهایم خلاصه در نفسهای توست؛

ای زلال تر از باران و پاک تر از آیینه ، به وجود پر مهر تو می بالم

و تو را آن گونه که می خواهی دوست دارم

ای مهربان ؛

پرنده ی خیالم با یاد تو به اوج آسمانها پر خواهد گشود

و زیبایی ات را به رخ فرشتگان خواهد کشید

تبسمی از تو مرا کافیست که از هیچ به همه چیز برسم ...



نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1392ساعت 1:15 توسط ✮✮ ...| |

بـــدون شــــرح ...



نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1392ساعت 1:6 توسط ✮✮ ...| |

میدانم که از هم دوریم و میانمان فاصله هاست ؛

میدانم بین من و تو دیواریست به بلندای آسمان ،

اما برای با هم بودن نیازی به در کنار هم بودن نیست ...

ما با هم عهد بستیم که به یاد هم باشیم

همانقدر که دلهایمان پیش هم باشد کافیست .

بگذار فاصله ها خود را به این جدایی ها دلخوش کنند

وقتی دلهایمان با هم است

خیالی نیست ...


نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1392ساعت 19:22 توسط ✮✮ ...| |


دستهایم را محکمتر فشار بده نازنینم ؛


اینجا خیلی ها سر جدایی تو و من شرط بسته اند . . .


http://asheghi24.blogfa.com

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1392ساعت 23:37 توسط ✮✮ ...| |


برای تو مینویسم

از عمق احساسم مینویسم ؛

تا شاید بدانی که طپش قلبم در سینه به خاطر توست !

برای تو مینویسم ؛

که بدانی تو بودی آن یگانه عشقی که در لا به لای خرابه های قلبم لانه گزید

و از آنها گلستانی جاودانه ساخت !

برای تو مینویسم ؛

تا بدانی دوری ات برای من مثل دوری ماهی از آب است و دوری کبوتر از آسمان ...



نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1392ساعت 1:48 توسط ✮✮ ...| |

 

هــنگــــامــــی کـــــه بیـــــاد تـــو هــــــستم مــــی فــــهـمـم 

 

آرامــــــــــــــــش چــــــیستـــــــــــــ ... 

 


نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1392ساعت 2:15 توسط ✮✮ ...| |


می خواهم امشب با رازقی ها عهد ببندم ؛

که هر وقت دلم هوای تو را كرد ،

عطر حضور مهربان تو را با من هم قسمت كنند !

می خواهم امشب از ماه قول بگيرم ، كه هر وقت دلم برايت تنگ شد ؛

در دايره حضورش تو را به من نشان دهد  !

می خواهم امشب با دريای خاطره ها قرار بگذارم ،

كه هر وقت امواج پر تلاطم يادها خواستند قايق احساس مرا بشكنند ؛

دست اميد و آرزوی تو مرا نجات دهد ...



نوشته شده در شنبه دوم آذر 1392ساعت 2:9 توسط ✮✮ ...| |



مــانـده ام ...

آنان کـه به مــن مــی گـویند

نـوشــته هـــایــم زیبــــاســــت ؛

اگـــر چشمان تـو را ببیـنند
 
چـه خــــواهــند گـفـت ...
 
 
چقدر از ساحل چشمانت دورم ...

چقدر این صحنه برایم آشناست!؟!

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1392ساعت 0:38 توسط ✮✮ ...| |

نـيـــــامـدي ...


نــگـــاهـــم دســـت خــــالــي بـــرگــشت ... !



http://persian-star.net/1387/12/3//(2).jpg



نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 12:39 توسط ✮✮ ...| |



جــــــاده هنوز خیس اســـت ؛

و مـن همچنان مـی روم بـه خیال رد پای اشکــهایـت ...

ولــی تـردید مـرا زجـــر مـی دهـــد !

نمــی دانــم ایـن خیسـی اشکــهای توسـت یـا خیسـی شــرم ایـن جـــاده ... !

از شکســت دوبـــاره ی مــن ؛

    نمـــیدانـــم ...


نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1392ساعت 12:11 توسط ✮✮ ...| |

Design By : MihanSkin